احمد بن محمد ميبدى

287

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

كند ، كه آيهء ( وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ ) نازل شد و فرمود : اى محمّد ، روى از درويشان برمگردان و چشم از ايشان برمگير كه من به ايشان همىنگرم ، رسول خداى يك‌بارگى روى به درويشان آورد و با ايشان بنشست و پيوسته مىگفت : اى كسانى كه مورد سفارش خداى من هستيد ! . . . يُرِيدُونَ وَجْهَهُ . آيه . از عارفى پرسيدند صفت مريد چيست ؟ اين آيت را برخواند كه : ( يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ) آنان شب بروز آورند و خواهش دنيوى ندارند و خواستار نعمت اخروى نيز نيستند ، بلكه تمام همّ و قصد آنها خداى آفريننده است . پس چون خود را ويژهء خدا قرار دادند ، خداوند هم به آنان عنايت فرمود و خطاب به محمّد فرمود : آنها را از خود مران ! معنى آن آيت ، خواست مراد است در راه بردن مريد ، و آن سه قسم است : يكى - ارادت دنياى تنها ، دوم - ارادت آخرت تنها ، سوم - ارادت حق تنها . ارادت دنيا همان است كه فرمود : اينان كسانى هستند كه عرض دنيائى و سود عاجل و زندگانى اين جهانى و زر و زيور آن خواهانند و نشان اين ارادت دو چيز است : يكى نقصان در دين و ديگرى دورى از درويشان و نيازمندان ، و نشان ارادت آخرت نيز دو چيز است : يكى سلامت دين به نقصان در امور دنيا ، ديگرى انس و الفت با درويشان و مستمندان ، و ارادت حق آنست كه فرمود : يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ يعنى تنها خدا را مىخواهند و نشانى آن پاى به دو گيتى فرا نهادن و از خلق آزاد گشتن و از خود برستن ! از پير طريقت معنى ارادت پرسيدند ، گفت : نفسى است ميان علم و وقت در ناحيهء ناز ، در محلّهء دوستى ، در سراى نيستى كه چهار حدّ دارد ، يكى با آشفتگان ، ديگرى با غريبان ، سوّمى با بيدلان و حدّ چهارم با مشتاقان است ، آنگاه گفت : اى مهربان فريادرس ، عزيز آن كس كه با تو يك نفس ، اى يافته و يافتنى ! از مريد چه نشان دهند جز بىخويشتنى ، همه خلق را محنت از دورى است و مريد را از نزديكى ! همه را تشنگى از نايافت آب ، و مريد را از سير آبى ، الهى ، يافته مىجويم ! با ديده‌ور مىگويم : چه جويم كه دارم ؟ كه بينم چه گويم ؟ شيفتهء اين جستجويم ؟ گرفتار اين گفت‌وگويم ! تا جان دارم غم تو را غم‌خوارم * بىجان ، غم عشق تو به كس نسپارم 54 - وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا . آيه . مؤمنان ديگرانند و عارفان ديگر ، مؤمنان نخست در صنعتها و آيتها نگرند ، آنگاه از آنها بما رسند ! ولى عارفان نخست بما رسند آنگاه از ما به آيات بازگردند ! اى محمّد آنان كه بواسطهء آيات بما ايمان آرند سلام ما بر ايشان برسان ، و آن كس كه بىواسطه ما را شناخت و بىصنعت ما را يافت ما خود بىواسطهء كسى خود سلام به دو رسانيم ، كه فرمود : سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ . پير طريقت گفت : الهى ، آنكه تو را به صنايع شناخت بر سبب موقوف است و با واسطه راه دارد ، و آنكه تو را به صفات شناخت در خبر محبوس و محصور است ، و او كه تو را به اشارت شناخت صحبت را مطلوب است ، او كه ربودهء تو است از خود معصوم است . عارفى بزرگوار گويد : بندگان در سايهء رحمت خداوند به پرستش و عبادت او رسيدند نه آنكه در نتيجهء عبادت مشمول رحمت او شدند و آنچه دارا شدند از رحمت او بود نه از عمل خودشان ! . . . أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ . آيه . در روايت مستند است كه خداوند خطاب به بندگان فرمود : بندگان من ، رهيگان من ! مرا به آواز خوانديد به لبّيك جوابتان دادم ، از من نعمت خواستيد عطايتان بخشيدم ، به بيهوده برون آمديد مهلتتان دادم ، فرمان من بگذاشتيد رعايت از شما بر نداشتم ، گناه كرديد كيفر بر شما